یک دونده, اولین جمله ای که از ایشون شنیدم :هر طور در مورد خودت فکر کنی دیگران در مورد تو همانطور فکر می کنند.*** و اخرین جمله تا الان:اینقدر از این شاخه به اون شاخه نپر!!!*** محمد مهدی کبریتی : این نیز بگذرد*** مجتبی ثاقب: رنگین کمان از آن کسانیست که تا آخرین قطره زیر باران می مانند.*** محسن بهزادمنش: از دل نرود هر آنکه از دیده رود***. مرجان سالاری: همیشه فکر می کردم پشت دیوارهای بلند آدمهای بزرگ زندگی می کنند،ولی حالا می دانم که بلندی دیوارها به خاطرکوچکی آدمهاست *** مهدی استاجی: صبح ماجرای ساده ایست،گنجشک ها بیخود شلوغش کرده اند.***ریحانه صباغ طبسی: به هر جایی که رسیدید ...سپس رویایی بزرگتر بسازید...این رمز بقای شادی و زندگی است.*** Greetings to the authors of the international marketing group blog.Please send your beautiful words for me through the blog post for inclusion in this section.Thanks-Sabbagh Tabasi

استفاده از قدرت کارکنان - وبلاگ گروهی بازاریابی بین الملل
X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1389

استفاده از قدرت کارکنان

چرا بعضی از مدیران مثل خیلی از مدیران ایرانی از تفویض قدرت به کارکنان واهمه دارند؟

شاید بتوانیم بگوییم که آنها از موضع ضعف برخورد میکنند،همان طوری که میدانیم دو نوع قدرت داریم: position powerقدرت

یعنی امروز بر اساس یک حکم،قدرت مدیریتی میگیریم و فردا که حکم ما را میگیرند قدرت ماهم از بین میرود،پس قدرت ما از حکم ایجاد شده است.

personal powerو قدرت

 

که بهترین قدرت است یعنی قدرت شخصی و یعنی اینکه من اطلاعی دارم که دیگران ندارند یا تخصصی دارم که دیگران فاقد آن هستند این برای من یک مرجعیت یا مقبولیت است و این نفوذ شخصی، به من قدرت میدهد.

شاید بتوان گفت تمام مدیرانی که قدرت سازمانی آنها از جنس قدرت حکم است،از تفویض آن نگرانند زیرا اگر آن را از دست بدهند ،چون قدرت شخصی ندارند ،چیز دیگری ندارند زیرا قدرت تخصص،قدرت نفوذ،قدرت کاریزما و قدرت مرجعیت همه جزو قدرت شخصی است که با دادن حکم به وجود نمی آید.در این جا تئوری ای را که در مجله ای خواندم مطرح میکنم که موضوع را بهتر متوجه شوید.

(تئوری مجموع صفر :در این تئوری مقدار معینی پول در نظر بگیرید که بین دو نفر به طور مساوی تقسیم می شود.اما اگر نفر اول بخواهد سهم بیشتری از آن پول را بردارد،درست به اندازه ای که او بیشتر برمیدارد ،نفر دوم باید کمتر بردارد .یعنی مجموع پول بیشتر نفر اول با مجموع پول کمتر نفر دوم مساوی است با صفر. برخی از مدیران هم فکر میکنند که اگر به کارکنان خود قدرت دهند به اندازه ای که به آنها قدرت می دهند از قدرت خودشان کاسته می شود .در حالی که بسیاری معتقدند که توزیع قدرت از تئوری مجموع صفر پیروی نمی کند.)

در مقاله ای خواندم که برخی از مدیران مثل ماشین چمن زنی اند،دستگاه چمن زنی کاری که می کند کوتاه کردن چمن های بلند است این مدیران نیز با دیدن کارکنانی که ممکن است یک سرو گردن از آنها از نظر اطلاعات و تخصص بلند تر باشند،اختیارات آنها را محدود میکنند. این مدیران از توانمند سازی کارکنان به وسیله ی تفویض قدرت ،اختیار و همچنین نظر سنجی از آنها در مورد کارشان،مدیرشان و همچنین شرکتشان گریزان اند به نظر من این دسته از مدیران فقط به دنبال ثابت نگه داشتن مقامشان هستند و از ترس اینکه مبادا این قدرت را از دست بدهند به فکر پیشرفت کارمندانشان و حتی شرکتشان نیستندو این باعث شکست خود مدیر میشود.بنابراین اگر مدیران قدرت شخصی خود را بالا ببرند باعث میشود که هم کارمندان با انگیزه ی بشتری کار کنند و هم اینکه موضع ضعف شرکت مشخص شود و بر طرف گردد واین به موفقیت شرکت و مدیر کمک بسیار زیادی میکندو همچنین باید در نظر گرفت که اگر به کارکنان قدرت بیشتر داده شود و آنها کمک کنند که شرکت یا سازمان موفق تر باشد،این به نفع مدیر و سازمان است.





Powered by WebGozar

تماس با ما