یک دونده, اولین جمله ای که از ایشون شنیدم :هر طور در مورد خودت فکر کنی دیگران در مورد تو همانطور فکر می کنند.*** و اخرین جمله تا الان:اینقدر از این شاخه به اون شاخه نپر!!!*** محمد مهدی کبریتی : این نیز بگذرد*** مجتبی ثاقب: رنگین کمان از آن کسانیست که تا آخرین قطره زیر باران می مانند.*** محسن بهزادمنش: از دل نرود هر آنکه از دیده رود***. مرجان سالاری: همیشه فکر می کردم پشت دیوارهای بلند آدمهای بزرگ زندگی می کنند،ولی حالا می دانم که بلندی دیوارها به خاطرکوچکی آدمهاست *** مهدی استاجی: صبح ماجرای ساده ایست،گنجشک ها بیخود شلوغش کرده اند.***ریحانه صباغ طبسی: به هر جایی که رسیدید ...سپس رویایی بزرگتر بسازید...این رمز بقای شادی و زندگی است.*** Greetings to the authors of the international marketing group blog.Please send your beautiful words for me through the blog post for inclusion in this section.Thanks-Sabbagh Tabasi

یک با یک برابر نیست...!! - وبلاگ گروهی بازاریابی بین الملل
X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1389
توسط: مهدی

یک با یک برابر نیست...!!

 

 

معلم پای تخته داد می زد

صورتش از خشم گلگون بود


و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود


ولی *آخر کلاسی ها


لواشک بین خود تقسیم می کردند


وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد


برای آنکه بی خود های و هو می کرد


و با آن شور بی پایان تساوی های جبری رانشان می داد


خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود


تساوی را چنین بنوشت


یک با یک برابر هست


از میان جمع شاگردان یکی برخاست


همیشه یک نفر باید به پا خیزد

به آرامی سخن سر داد

تساوی اشتباهی فاحش و محض است

معلم

مات بر جا ماند

و او پرسید

گر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز

یک با یک برابر بود

سکوت مدهوشی بود

و سئوالی سخت معلم خشمگین فریاد زد

آری برابر بود

و او با پوزخندی گفت

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود

وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت

پایین بود

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آن که صورت نقره گون چون قرص مه می داشت

بالا بود

وان سیه چرده که می نالید

پایین بود

اگریک فرد انسان واحد یک بود

این تساوی زیر و رو می شد

حال می پرسم

یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفت خواران

از کجا آماده می گردید

یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟

یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟

معلم ناله آسا گفت

بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:

یک با یک برابر نیست...!!





Powered by WebGozar

تماس با ما