سلام به دوستان کار درست خودم
می دونم که اشتباه در کار شما جایی نداره برای همین گفتم یک نگاهی به اشتباهات دیگران برای بیشتر یاد گرفتن البته از نو یادگیری های لقمان حکیم داشته باشیم.
استقامت ما در موفقیت است و موفقیت ما در سعادت (ایرانشهر) و راز سعادت در این است که کاری که به تو واگذار شده دوست بداری (الدوین هاکسلی)
این هم قسمت دوم اشتباهات:
اشتباه هفتم: نداشتن طرح و نقشه برای عدم کامیابی احتمالی. حتی اگر در تمام برآوردها و تخمین ها بسیار واقع گرایانه عمل کرده باشید باز هم وقایع پیش بینی نشده وجود دارند. ممکن است شرایط بازار عوض شود، بانک به تعهدات خود پایبند نباشد، بهره بانکی عوض شود، برای حمل و نقل محصول محدودیت هایی ایجاد شود و بسیاری موارد از این قبیل که اگر هر کدام از اینها اتفاق بیفتد مقصر شما نیستید. یا به عبارت دیگر این مشکلات ناشی از ضعف طرح نیست، اما اتفاق می افتد. بیشتر مواقع کسانی که کار جدیدی را آغاز می کنند احساس می کنند هر گاه به مشکلی برخورد کردند کسی یا چیزی هست که به آنها کمک کند. و به همین دلیل از قبل نقشه ای برای شرایطی ناگواری که ممکن است پیش بیاید ندارند و در صورت وقوع چنین شرایطی کل زحمات و سرمایه آنها در خطر خواهد بود.
دوستان سلام
من که خودم با زبون خوش از خواب زمستانی پا شدم.
صبح به خیر اخر زمستون که به خیره بهارتون هم به
خیر باشه. ولی خودمونیم هاهیچ ماهی اسفند نمی شه به غیر از اذرازاش استفاده کنید
که ترم اخره و اگر بار گران بودیم..........من که تا ته اش هستم.
لطفا به برگه ها سر بزنید همشون مطالب جدید و خوندنی دارند که منتظر شماست+ برگه جدید.
باور
کنید بفهمم می خونید روحم شاد می شه می دونید که روح اگاهی دارم فقط باید اینجا
نظر گهربار شما را ببینم.
ادامه ی تیتر جا نشد:
زمانیکه یک
مهندس یا یک دانشمند برای خودش کسب و کاری راه می اندازد نه تنها به خود بلکه به
جامعه هم کمک بزرگی کرده است(حالا نمی دونم ما خودمون را بین کدام گروه جا دادیم ). افرادی که هم تخصص دارند و هم کارآفرین هستند. در
حقیقت همانند رحمی برای پرورش فنون جدید هستند. در حقیقت امروزه دانشمندان،
متخصصان و مهندسان به این روش در رشد و توسعه جامعه و البته خودشان شرکت می کنند.
و هیچ طبقه ای از اجتماع مانند دانشمندان و مهندسان نمی توانند برای جامعه خود
رفاه فراهم کنند.
خوب اگر شما هم در کار یا حرفه ای تخصص دارید و می خواهید حرفه ای جدید شروع کنید باید ابتدا آگاهی های خود را درباره کسب و کار جدید افزایش دهید. در گذشته مهندسان با استخدام شدن در یک شرکت بزرگ و معتبر و افزایش مهارت و تقویت تخصص خود می توانستند برای خود امنیت شغلی ایجاد کنند اما امروزه امنیت شغلی فقط به رقابتی عمل کردن و اطمینان از اینکه عملکرد ما اثر مستقیم بر موفقیت سازمان دارد بستگی دارد. باید بدانیم مشتری های واقعی ما که هستند ما چه نیاز یا مشکل آنها را می توانیم رفع کنیم. و اعمال ما چگونه بر قسمت های دیگر سازمان تأثیر می گذارد.
آنچه در این مقاله می بینید حاصل تجربیات «جان اوشر» است او صدها کالا را بهینه سازی یا ابداع کرده است یکی از این محصولات یک مسواک برقی است که تبدیل به پرفروش ترین مسواک آمریکایی شد و آنهم فقط در طول 15 ماه. کسانیکه با دنیای کسب و کار آشنا هستند به خوبی می دانند که این یک شاهکار است. او همچنین چندین کمپانی موفق را تاسیس کرده است. یکی از این کمپانی ها Cap Toys است که توانست به فروش 125 میلیون دلار در سال دست پیدا کند و سپس آن را به کمپانی «Hasbro» فروخت. اما یکی از بزرگترین کارهای او که کمک بزرگی به دنیای کسب و کار کرد این بود که شروع به تهیه لیستی از اشتباهات کرد که نباید در شروع یک کسب و کار جدید آن ها را مرتکب شد. این لیست حاصل تجربیات سالها ابداع و تاسیس کارهای جدید است.
ادامه مطلب ...
از انجایی که در راستای هدف با حال کارافرین شدن به پیشنهاد خوب اقای بهزادمنش و به تعبیر بنده باید بریم دنبال زدن مخ شرکت ها و اصناف برای کار یاد گرفتن.( که باید از استاد هم مشورت بخواهیم و بیشتر مطالعه و برنامه ریزی داشته باشیم.)
و از انجایی که شنیدن هیچ حرفی برای ادم سزاوارتر نیست مگر شنیدن حرف خودش یه چیزهایی اینجا می گم که خودم یاد بگیرم. البته می گم که می گم چون عضو WTOنیستیم و از هفت دولت در کپی رایت ازادیم و درود بر ازادی جمهوری اسلامی (ببخشید هنوز صبح نشده داشتم تمرین می کردم واسه راهپیمایی فردا) داشتم می گفتم که دروغ نمی گم فقط ازادی کلام دارم دیگه تا چش اعضا WTOدرآد.
توضیحات واضحات:
این انشای جدید را از وبلاگ دوستان یاد گرفتم که درود بر انشا و مطالب باحالشان باد کپی رایت هم نمی کنند صد البته که از ما یاد گرفته اند ولی ما کجاییم که ببینیم و استفاده کنیم.
درضمن 22بهمن 22بهمن روز نجات میهن...مبارک
راهپیمایی یادتون نره.
بریم که چندتا فن مزاکره و مخ زنی یاد بگیریم:
ادامه مطلب ...
به نام خدا
همانطور که شما دوستان عزیز در جریان روند یک تحقیق در رابطه با نوع خاصی از کسب و کار در یادداشتهای قبلی من قرار گرفته اید(جست و جوی فرصت ها در عصر پرتال ها)در ادامه نیز به شناخت بیشتر پرتال ها که نوع بازار خاص ما را تعریف می کند و تفاوتش با نت وورک ها از دید یکی از کارافریننان موفق در این زمینه می پردازیم.
اقای رستمی مدیر شرکت اریا کارت این روش کار را برای اولین بار با شناخت بازار پرتال ها -شبیه مستر کارت -در ایران و جهان پایه گذاری کرد و با وجود پیشنهاد های همکاری و ارائه طرح نوینش در کشورهای موفق تنها برای رونق بازار و ارائه خدمات به اقشار ضعیف جامعه ی خود و با وجود مشکلات فراوان زیرساختی و فرهنگی سر راهش باز ان را در شهر خود و شهر ما مشهد راه اندازی کرد و در حال حاظر بعد از شش سال فعالیت غرورافرین با وجود داشتن زمینه برای رشد مالی فراوان باز در خدمت مردم و افراد کم درامد جامعه شرکت کوچک ولی قدرتمند خود را اداره می کند.
این تحقیق با همکاری و هم فکری دوستان خوبم
قای محسن بهزاد منش-خانم ها مژگان صفوی و مرجان سالاری
انجام شده است و ادامه دارد.
رسیدن حق کسانی است که می دوند
این هم نظر من برای((مقاله تغییر نگاه خانم صفوی)) در راستای توصیه استاد
بخونید و فکر کنید و نظر بدید
چیز های در جامعه هست که من را هم مثل خیلی ها از وضع موجود نگران می کنند ولی تفاوتی وجود داره که فرصت ابرازش نگاه های متفاوت را به بحث دعوت می کنه.
چیزهایی که عده ی زیادی از ادم ها ی اطراف ما را نگران کرده و اظهار می کنند از جامعه و بیرون خودشون ناشی می شه از نگاه من در واقع منشا درونی دارد.
در مقاله تفکر انتقاد ی آقای استاجی یاد گرفتم که به مسائل از بیرون خودم نگاه کنم با منطقی ورای انچه می شناسم چرا که آن الوده به احساسی است که ممکن است نادرست باشد.و از صحبت های ما بین درمانده وگاندی-در وبلاگ مهارت های فروش - فهمیدم که افراد دوست دارند برای شناختن از انچه که نمی توانند بشناسند شروع کنند برای درک کردن از انچه که از درکش عاجزند.فهمیدم که ما چیزهایی را که داریم شاکر نیستیم به دنبال درک انچه داریم و می شناسیم نمی رویم هر انچه در دسترس ماست ازتوجه ما دور است خودمان را نمی شناسیم.نیاز والای (( یافتن حقیقت ))را درونمان با علاقه غریزی به((شناخت ناشناخته ها)) اشتباه گرفتیم.
بی وقتی یمان و نداشتن عشق به انچه دراختیار داریم و به کاری که می کنیم و به لحظاتمان باعث شده خودمان را فراموش کنیم و به دنبال دیگری باشیم شاید که او به ما کمک کند. وقافلیم که هیچ کس از خودمان به ما سزاوارتر نیست چه در خوبی و چه در بدی هایمان.
بهانه تراشی هایمان مانع می شود که به دنبال حقیقت باشیم.شادی یمان را گم کرده ام و از دیگری انتظار داریم ان را به ماهدیه بدهند.
نمی دانیم که ما هیچ گاه کاری نخواهیم کرد مگر برای رفع نیاز یا رسیدن به خواسته ای در خودمان پس نباید منتی از لطفمان بر دیگری بگذاریم و تنها یاری رسانمان خود و خدایمان هستیم.
پس عینک هایمان را برای دیدن خودمان به چشم بزنیم و اگر نمره اش برای چشم ما کم است به چشم پزشک معتبری مراجعه کنیم تا راهنمایی معتمد ما باشد. ان زمان است که دیگر با هم برخورد نمی کنیم و راه درستمان را پیدا می کنیم و جامعه ای داریم که می داند باید چه بکند انسانهایی داریم که می دانند رسالتشان در این دنیا و نسبت به هم نوعانشان و مسئولیتشان که باید دربرابرش به خود پاسخ گو باشند چیست.
این پست تا نیمه شب دوشنبه دوام دارد.
اینجا بازاریابان واقعی پا به عرصه عمل می گذارند وجست و جو گران نمره همچنان کپی پیست می کنند.
هر کس مایل است با شرکت آقای رستمی و نوع کسب و کار فوق العاده ایشون از نزدیک اشنا شود اعلام امادگی کند.
البته قبلش باید یه سر به پستهای قبلی من بزنید تا حداقل امادگی برای مصاحبه با ایشون را داشته باشید.
پست های ( اقیانوس ابی اول و دوم - جست و جوی فرصت ها در عصر پرتالها و یادداشتهای بعد از ان)
زمان و مکان مصاحبه ساعت ۱۲نیمه شب به پست شما ارسال می شود.لطفا همان لحظه پیگیری کنید.
باتشکر
سلام
هی می گم داریم می زنیم تو جاده خاکی - نقد های خودمو میگم - باز نقدش نکنیدهاااا
من رفتم دنبال پنجمین فرمان برای شما هم اوردم .از اونجایی که فردا تحویل پروژه دارم بقیه اش با شما Critical Thinking را می گم برای من هم بدید.
ویرایش:
العان دیدم اقای استاجی زحمت کشیدن از تفکر انتقادی نوشتن.
یک کمی سازی هم بکنم تا این لحظه (ساعت را دریابید +1)287 تا نظر درج شده .
حالا چند تاش کیفی است؟
ولی به هر حال جدا مرسی خیلی به قول مژگان با حال هستید.
به دنبال صفحه 114 -کتاب اقای صفای -و سه موضوع زیر یه داستان بازاریابی جالب از یه فروش تو انگلستان یادم اومد که شما را تشویق کنم برید (جستو جوی فرصتها در عصر پرتالها) را بخونید بعد اگه خواستید با من بیاید دنبال یک تحقیق خوب اعلام کنید البته من همکارام را انتخاب کردم +شما .
ژاپنی ها اصولا افتخارشون به اینده است انگلیسی ها به گذشته و امریکایی ها هم که هیچی از گذشته و اینده ندارن نمی دونم به چی حالاشون افتخار میکنن خلاصه همه ی بلاد کفر- به قول اقای استاجی - به یک چیزی مفتخرند.ما به چی؟ تکلیف خودمون و دنیارا روشن نمی کنیم .
به هر حال یه جوونی تو اانگلیس 3000تا MP3 پلیر را فقط به خانم های خانه دار فروخت اونم تنها با یک حرف ساده( این که در زمان مادر ها دیکه وقت نداره تاریخ کهن و باارزش منو به کودکان انتقال بدن )مادرهای ساده هم که دلشون برای تاریخ کشور و کودکان بی اطلاعشون سوخت برای انتقال داستانها یک پلیرر برای کودک دلبندشان می خرند و تازه از امکان تعویض داستان های ان هم بعد از مدتی برخوردار می شوند و ان جوان برای این کار هم ماهانه مبلغ زیادی درامد مجدد دارد .
به این می گن یک درگاه درست و حسابی یعنی فروش انبوه به بازار خاصی که خدمان خلقش کردیم همان اقیانوس ابی که کاملا بی رقیب است.تازه این فروش از کالایی است که همه فکر می کردن بازار ان اشباع شده و خلاصه در مرحله سگ ها از منحنی بوستون قرارداره-یادتون که هست؟ اگه نیست یه سر به وبلاگ های همسایه بزنید اونا همش از این چیزا می گن-
دوستان جدید اگر نمی دونید پرتال یا اقیانوس ابی یعنی چی به لینک من سر بزنید خوشحال می شم .
با تشکر
برای یک تحول بزرگ(بحث داغ خانم سالاری و دوستان) اصول زیادی وجود داره که از همه ی انها حرفهای زیادی شنیدیم مثل مدیریت زمان ولی شاید خیلی کم تاثیر گذار بودن.
من در زمینه مدیریت زمان شاید بیشتر از دو سال تحقیق کردم و کتاب ها و نوشته ها ی مختلفی خوندم چون فکر می کردم تو این زمینه خیلی ضعف دارم ولی هیچ کدوم واقعا به من کمکی نکردند جز این مقاله که فکر می کنم برای شما دوستان با حالم هم خیلی جالب و با ارزش باشه .راستشو بخواهید خیلی وقت دوست داشتم ازش بگم فرصتش پیش نمی اومد دنبال یک بهانه می گشتم.
حتما دانلودش کنید به تحولی که ایجاد می کنه می ارزه.
منتظر نظرات خوبتون هستم.
می خوام بدونم چه برداشتی داشتید اصلا برای شما هم مثل من تاثیر گذار بوده؟
از اونجایی که استقبال فراوانی به عمل اورید خلاصه مقاله را می زارم تو ادامه لااقل از این خودتونو بی بهره نکنید به امید اینکه راغب شدید کامل بخونیدش .
تو این مقاله جواب خیلی از سوالهای اجتماعی و
اقتصادی و سیاسی وخلاصه توسعه ای مون را در زمینه شخصی و کلان می گیریم اگر
دانلودش کنید بخونیدش.
با شما هستم که از دلایل عدم پیشرفت ایران می پرسید بعد
دیگه نیستید جواب بگیرید.
با شما دوستان تازه نفس دلبندم هم هستم که نمی
دونم کی به قول استاد قفل زبوناتون می خواد باز بشه؟
هر روز در گوشه ای ازصحرا ی افریقا غزالی از خوا ب بیدار می شود غزال می داند که در ان روز باید چالاکتر ا زهمه درندگان تیزرو باشد وگرنه مرگ او را خواهد بلعید .در گوشه ای دیگر از این صحرا هر روز شیری از خواب بیدار می شود که می داند باید یکی از ان اهوان تیزپا را به چنگ اورد وگرنه باید منتظر مرگ باشد.
به نظر من این یعنی اقیانوس سرخ عکس این را از لینکهای پایین بگیرید.
هر چه می خوام عرصه را خالی بزارم باز نمی شه فقط می خواستم بگم راستی این همه استقبال و فعالیتو مطالب خوب جدا شگفت انگیز. مرسی
به برگها که سرمی زنید؟البته بعد از بازاریابی.
متشکرم
یه توضیح کوچولو درمورد اقیانوسها :
به رغم
سقوط دیرپای صنعت سیرک، سیرک دو سولِی (سیرک خورشید) در ده سال گذشته با
بازآفرینی خود همراه با سودآوری، درآمدش را 22 برابر کرده است. به جای رقابت در
میدان بسته صنعت کنونی یا کوشش در قاپیدن سهم و مشتری دیگران، دو سولِی بازاری
ویژه آفریده که رقابت در آن بیمعنا است.
این سیرک چیزی را آفریده است که
نویسندگان مقاله بدان عنوان اقیانوس آبی دادهاند: جایگاهی ناشناخته در بازار سنتی. در اقیانوس
آبی به جای جنگیدن برای بازار، آن را میآفرینیم. در اینگونه بازارها، فرصت رشد
پرشتاب و سودآوری فراوان است. در اقیانوس سرخ (صنایع موجود و شناختهشده) شرکتها برای ربودن سهمی از تقاضای مشخص و
موجود به رقابت میپردازند. با افزایش شلوغی و تنگشدن عرصه بازار، امکان رشد و
سودآوری نیز کاهش مییابد. فراوردهها رفتهرفته حالت کالاهای بینام (بیهویت) بهخود
میگیرند و رقابت فشرده، آب اقیانوس را خونی و سرخ رنگ خواهد کرد.
برای آفرینش اقیانوسهای آبی دو
راه داریم: یکی برپا کردن کسبوکاری نو و بیسابقه، مانند ای.بِی در صنعت حراج برخط. راه معمولیتر،
آفرینش اقیانوس آبی در میانه اقیانوس سرخ با گسترش مرزهای صنعت کنونی است.
نویسندگان مقاله در پژوهش بیش
از 150 شرکت از گروه اقیانوس آبی دریافتهاند واحد سنتی تحلیل راهبرد (یعنی تحلیل
شرکت یا صنعت) در توجیه چگونگی و چرایی پیدایش سازمانهای اقیانوس آبی محدودیتهایی
دارد. به جای آن، تحلیل «حرکت راهبردی» را مناسب دیدهاند که به تصمیمگیری و اقدامات
مدیریتی در تولید پیشنهادهای عمده و بازارساز برمیگردد.
ساختن اقیانوس
آبی، اَنگآفرینی را هم به دنبال میآورد. راهبرد و حرکت بهوجود آوردن یک اقیانوس
آبی آنچنان توانمند است که به پیدایش اَنگی نیرومند و ماندگار برای دهها سال ختم
میشود.
به این لیک ها سر بزنید سفارش دوبل شده .
همین الان متوجه شدم که با یک رشد هشتصد تایی از دیشب تا حالا برای اولین باررکورد دار بازدید کننده در بین دوستانمان بودیم.
وانشاالله به کمک هم حفظش می کنیم .
متشکرم
این یاداشت براساس نظر اقای بهزادمنش از جست و جوی فرصت ها درعصر پورتال ها نوشته شده .
و با تشکر از نظر شما
- من از پیشنهاد خوب اقای بهزادمنش که نباید فقط روی یک ایده متمرکز باشیم متشکرم و موافق موافقم. ولی از طرفی تا روی یک ایده متمرکز نباشیم نمی تونیم اونو به سرانجام برسونیم وجدی بودی در کارها لازمه موفقیت است.
- ازارائه محصول به روش نوین گفته بودید درواقع این همون تحقیق و جستجوبرای ساختن پورتال هاست که تا اینجا می شه بخش مهمی از انتخواب نوع درگاه ما.درواقع یافتن یک فرصت برای ایجاد یک درگاه.
- در مورد (پیدا کردن محصول جدید وبعد ساختن بازار). اگر منظوربازاری جز درگاه است که می شه یه نظریه جدیدترو شاید موفق تر.ولی اگر منظورپیدا کردن محصول خوب باشد در عصر پورتالها هدف ایجاد بازاری نوین برای ارائه یک محصول است حالا اون محصول می تونه حتی چیزی باشه که در شکل های قدیمی بازار فروش خوبی نداشته یا در واقع محصول خوبی هم نبوده اما این نوع جدید بازار امکان موفقیت فروش را در قالبی جدید فراهم می کنه .
در واقع یک روش داریم که با انواع محصول می تونه در گاه های متنوع ایجاد کنه وحتی محصولات ناکارامد را به فروش برسونه.
- طبق نظر اقای بهزادمنش این یه کار خدماتی است که نیاز به سرمایه چندانی ندارد و عموما سرمایه درگردش ارائه دهندگان اصلی محصول هم می تونه دراختیار دارندگان این بازار قرار بگیرد و این هم می تونه از عوامل موفقیت باشه.
- اما اماری هست که فقط در تهران نشون می ده 95درصد افراد این شهر سرمایه ای بیش از 10میلیون ریال در حساب بانکی شان به صورت راکد دارند(این متوسط موجودی نیست کمترین انها است) که خوشحال می شن در اختیار ایده های ناب شما قرار بدن و از طریق اون در امدی هم داشته باشن پس در کشور ثروتمندی مثل ایران نباید نگران نداشتن سرمایه بود .
با تشکر (حیات خلوت)