یک دونده, اولین جمله ای که از ایشون شنیدم :هر طور در مورد خودت فکر کنی دیگران در مورد تو همانطور فکر می کنند.*** و اخرین جمله تا الان:اینقدر از این شاخه به اون شاخه نپر!!!*** محمد مهدی کبریتی : این نیز بگذرد*** مجتبی ثاقب: رنگین کمان از آن کسانیست که تا آخرین قطره زیر باران می مانند.*** محسن بهزادمنش: از دل نرود هر آنکه از دیده رود***. مرجان سالاری: همیشه فکر می کردم پشت دیوارهای بلند آدمهای بزرگ زندگی می کنند،ولی حالا می دانم که بلندی دیوارها به خاطرکوچکی آدمهاست *** مهدی استاجی: صبح ماجرای ساده ایست،گنجشک ها بیخود شلوغش کرده اند.***ریحانه صباغ طبسی: به هر جایی که رسیدید ...سپس رویایی بزرگتر بسازید...این رمز بقای شادی و زندگی است.*** Greetings to the authors of the international marketing group blog.Please send your beautiful words for me through the blog post for inclusion in this section.Thanks-Sabbagh Tabasi

نویسنده احسان صفایی - وبلاگ گروهی بازاریابی بین الملل
X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1389

خداحافظ

خداحافظ همین حالا  همین حالا که من تنهام  

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام 

  

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید

 به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید 

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست  

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادست  

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها

بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا  

خداحافظ خداحافظ همین حالا    خداحافظ

   

 

یکشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1389

استاد عزیز

استاد عزیز: 

 

تو را دوست دارم بدون کلک 

((تو را دوست دارم چو نان و نمک))! 

 

نمک مثل تو  نان چو خورشید گرم 

نه نانی که آجر  نه نان کپک 

 

چه دارم به غیر از تو و عاشقی؟ 

به جز شعر و غیر از دلی پر ترک؟ 

 

بمیرد هر آن کس که اهل دروغ 

بسوزد ریا پشت هر صورتک 

 

تو را می خرم در ازای خودم 

بدو خوب  در هم   بدون الک! 

 

پنج‌شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1389

آخرین نظر!!!

یک نظر جدید:  

 

اساتید ممکن است در نوع و روش تدریس با هم متفاوت باشند ولی در نمره دادن همه مثل هم هستند!!!   

  

 

با نظرات خود در آخرین مطلب من را یاری کنید؟

 

استاد عزیز:

گفتی غزل بگو چه بگویم مجال کو 

شیرین من برای غزل شور و حال کو 

 

  

هرگز زخود سوال نکردیم کیستیم؟            در کوچه های عمر به دنبال چیستیم؟ 

 

هرگز زخود سوال نکردیم درد چیست؟       تنها به وقت فاجعه قدری گریستیم 

 

هرگز به بحر نور نگشتیم آشنا                    هر چند در قلمرو خورشید زیستیم 

 

عمری دم از هویت مجهول خود زدیم          دیگر چه سان مقابل آینه ایستیم؟ 

 

جز صفر نیست حاصلمان جود اگر چه ما      شاگردهای مدرسه قرن بیستیم 

 

ای کاش در تلاطم دریای زندگی                   چون موج می شدیم   دریغا که نیستیم

 

چهارشنبه 13 بهمن‌ماه سال 1389

سخنانی از حضرت علی(ع)در نهج البلاغه نامه۵۳

سخنانی از حضرت علی(ع)در نامه ای به مالک اشتر 

می فرمایند: 

این را هم بدان که در میان بازرگانان،کسانی هم هستند که تنگ نظر و بد معامله و بخیل و احتکار کننده اند،که تنها با زورگویی به سود خود می اندیشند. وکالا را به هر قیمتی که می خواهند می فروشند،که این سود جویی و گران فروشی برای همه ی افراد جامعه زیانبار،و عیب بزرگی بر زمامدار است.

پس ،از احتکار کالا جلوگیری کن،که رسول خدا(ص) از آن جلوگیری می کرد،باید خرید و فروش در جامعه اسلامی،به سادگی و با موازین عدالت انجام گیرد،با نرخ هایی که بر فروشنده و خریدار زیانی نرساند،کسی که پس از منع تو احتکار کند،او را کیفر ده تا عبرت دیگران شود،اما در کیفر او اسراف نکن.

نهج البلاغه - نامه 53 – ششم - سیمای بازرگانان و صاحبان صنایع : لطفا شخصا مطالعه فرمایید

نهج البلاغه – ره آورد شوم سوء استفاده از بازار اسلامی : لطفا شخصا مطالعه فرمایید

۱-    جامعه ی ما یا دولت چقدر به نامه حضرت امیر عمل کرده؟

۲-ما چکار کردیم و یا باید انجام دهیم؟

سه‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1389

آموزه های چارلی چاپلین

آموخته ام که  با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه،
دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه. 
 ادامه مطلب:پیوست دارد
دوشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1389

زندگی یعنی:بازی با پنج توپ!!!!

زندگی یعنی: بازی با پنج توپ
فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد. اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد، کاملا شکسته و خرد می شوند.
آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است. در خلال ساعات رسمی روز، با کارائی وافر به کارتان مشغول شوید و بموقع محل کارتان را ترک کنید. برای خانواده و دوستانتان نیز وقت کافی بگذارید و استراحت کامل و درستی داشته باشید. 
ارتباط این مفهوم از زنگی با یکی از مسائل بازاریابی جیست؟ 
در انتظار نظرهای سبزتان می نشینیم.
جمعه 8 بهمن‌ماه سال 1389

اسم ها

( اگر تورات ، انجیل و قرآن کتاب هایی باشند که از آسمان به زمین آمدند ، بینوایان کتابی است که از زمین به سوی آسمان فرستاده شده ) 

 

برداشت شما از این مطلب چیست؟

پنج‌شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1389

نقدی بر کتاب بازاریابی بین الملل ص114(دکتر حسن اسماعیل پور)

 به نام خدا

با اجازه استاد 

سلام 

(ص114   2-نگرش نسبت به تغییر) 

فرض بر اینکه شما کتاب را مطالعه کردین 

 

اینکه بگوییم کشورهای سنتی نسبت به تغییر مقاوم هستند ولی در کشورها ی مدرن( ژاپن و جوامع غربی )تمایل به سمت کالاهای جدید دارنداین نوع نگاه کمی سطی نگریست. 

مگر اینکه اصلاح کنیم مثلا بگوییم کشورهای فقیر مقاوم و کشور های ثروتمند تمایل بیشتری به کالا های جدید دارند. 

بنظر من در جوامع سنتی بعلت درامد پایین ریسک نکرده و کالای قدیمی که از آن اطمینان بیشتری دارند را خریداری می کنند. 

 

بنظر شما من درست میگم یا جناب آقای دکتر؟ 

شما چگونه فکر می کنید؟ 

جمعه 1 بهمن‌ماه سال 1389

مفاهیم بازاریابی

حداقل چیزهایی که باید بدانیم!!!

بازارگرایی:...

بازارشناسی:...

بازاریابی:...

بازارسنجی:...

بازارگردی:...

بازارگرمی:...

بازارداری:...

بازارگردانی:...

تعریفی از بازاریابی:...

بازارسازی:...(تعریفی از این مفهوم در کتابهایی که مطالعه کردم ندیدم)

شنبه 25 دی‌ماه سال 1389

یک سوال

آیا می شود همه چیز را کمی کرد؟ 

بعضی از اندیشمندان تا چندی پیش بر این باور بودند سرمایه اجتماعی یا سرمایه انسانی فقط ازبعد کیفی میتوان به آن نگریست ولی امروزه در جوامع غربی از حسابداری سرمایه انسانی ویا فرمول نحوه حساب کردن سرمایه اجتماعی  صحبت کرده و به آن ارزش کمی دادند تا آن را کاربردی تر کرده و از آن به عنوان یک شاخص در نظام مقایسه و حسابداری از آن استفاده کنند. 

 

یک نکته: یوم الحساب را شندید!همه چیز در آن زمان حساب می شود و ارزش کمی پیدا میکند. 

روزی را پیش بینی میکنم که آنقدر دنیا پیش رفت کند تا انسانها بر روی یک ترازو رفته و ارزش خود را ببیند. 

 

در آن روز همه چیز ارزشی خواهد شد! 

حال یک سوال:آیا می شود همه چیز را کمی کرد؟ 

تلاش کنید و ارزش کیفی را کمی کنید. 

 با ذکر صلواتی منتظر پیامهایتان می مانیم 

با تشکر

دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1389

ایام امتحانات به همه شب زنده داران عزیز تسلیت

زخر خونان عالم هر که را دیدم غمی دارد

دلا خو کن به مشروطی که آن هم عالمی دارد


دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1389

راستی یک تعریف جدید از مدیر

مدیر چیزی هست میان شیطان و حیوان
اگر ظلم ببینیم حیوانیم
اگر ظلم کنیم شیطان
اگر میان این دو باشیم مدیر هستیم

مدیریت بسیار سخت است پا را اگر کمی به راست و چپ بزاریم منحرف خواهیم شد.

با تشکر

دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1389

بیاییم انرژی خود را هدفمند کنیم

در راستای هدفمند کردن یارانه ها غلط گفتم برداشتن یارانه ها بیاییم انرژی خود را هدفمند کنیم بجای اینکه این همه انرژی صرف کنیم تا دیگران را کوچک کنیم همان انرژی را صرف بزرگ کردن خود کنیم و بعد متوجه می شویم نا خواسته دیگران در برابر ما کوچک شدند

سرکارخانم صباغ در جواب متن قبلی مابه نکته خوبی اشاره کردند(به نظر من وقتی ادمها به بزرگی شما نیسستند برای اینکه  اهدافتان را درک کنند ان را کوچک نکنید بلکه به انها کمک کنید مثل شما بزرگ شوند انگاه شما نیز قدرتی به اندازه ی مجموع انها برای رسیدن به اهدافتان دارید.)

این گفته من را به یاد شرکت سونی انداخت(شرکت سونی طی یک عملیات دست  به کارعجیبی زد این شرکت یک ردیف بودجه(چند درصد از سود شرکت)تخصیص داد به رقیبها تا آنها هم پیشرفت کنند چون شرکت به این امر اعتقاد داشت که اگر رقبا پیشرفت کنند آنها هم پیشرفت میکنند.


ولی این را باید به یاد داشته باشیم:خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند

ما دست دیگران را می گیریم تا مثل ما بزرگ شوند(البته بعد از بزرگ شدن خودمان)ولی از موضع قدرت و نه از موضع ضعف

باتشکر منتظر نظرات حضرات چشم به راه میشینیم همراه با صلواتی بر محمد و خاندان پاک او

یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1389

بیایید به کمک هم یک تئوری جدید خلق کنیم

بیایید به کمک هم یک تئوریه جدید خلق کنیم و در آن از تئوری های قبلی بزرگان الهام بگیریم(الهام اسم دختر نیست قابل توجه آقایان)

۱-به نظر من بجای اینکه به کوچک کردن دیگران فکر کنیم بیاییم خودمان را بزرگ کنیم.

۲- یا اینکه از بزرگی دیگران برای رسیدن به هدف استفاده کنیم(منظورم....نیست)

۳-اصلا یک معنای جدید از مدیریت آگاهانه یا یک تئوری جدید(چون من بیشتر دوست دارم خلق کنم)مدیریت یعنی استفاده صحیح از منابع و امکانات دیگران

منظور این است که نیازی نیست همه چیز را خودمان بدست آریم از دست آورد دیگران هم می شود استفاده کرد این جمله کمی هم به برون سپاری تعنه میزنه

باتشکر

شنبه 11 دی‌ماه سال 1389

پشتکار

تفاوت انسانهای موفق، خلاق و کار آفرین با بقیه افراد تنها در آن است که این افراد با پشتکار فراوان و با طی کردن گام به گام سختی ها به افکار خود جامه عمل می پوشانند تا لذت بر اوج رسیدن را تجربه کنند اما سایر افراد که از تلاش بی بهره اند در طول زندگی در همان گام اول می مانند. به همین خاطر است که تنها 10% از مردم، مالک 90% ثروت و دارایی ها کل دنیا می باشند. افراد بالای نردبان بیل گیتس ها و هنری فورد ها هستند و افراد پایین نردبان، شاید من باشم و ...
شما در هیچ کسب و کاری موفق نمی شوید مگر اینکه اعتقاد داشته باشید آن کسب و کار، بهترین کسب و کار دنیاست.
شما باید قلبتان را در کسب و کار خود بگذارید و کسب و کار را در قلبتان.





Powered by WebGozar

تماس با ما